سودا یكی دیگه از اخلاط چهارگانه است كه رنگش سیاهه(قرمز تیره)
خوده سودا به عربی یعنی سیاهی
در رگها هست بیشتر تمایل به رسوب داره ودر پزشكی  معادل" سدیمان" هستش اضافیه اون در طحال ذخیره میشه

معادل سودا میشه عنصر خاك در طبیعت..
حالا ویژگیهای خاك چیه؟
خاك سرد و سنگینه .خشكه...
همش تمایل داره رسوب كنه...
خود به خود  جابجا نمیشه و اوج نمیگیره مگر با باد!!...
میشه روش نقش و نگار كشید...
همه چیز هم آخرش به خاك تبدیل میشه

آدم سودایی چه قیافه ای داره؟؟
آدمهای لاغری هستن
رنگ چهره بادمجانی وتیره س
خصوصا دور چشماشون تیره تر هستشعلت تیره بودن دور چشم رسوب سودا در عروق ریز پلكهاست و علت دیگه ای نداره
جمجمه ادمهای سودایی نسبت به هیكلشون كوچیكه...یعنی سر و صورت كوچكی دارن( نسبت به هیكلشون)
پوست بدنشون خشكه
این خشكی رو خودشون احساس میكنن ممكنه به چشم نیاد بیشتر احساس میشه
هر تیرگی دور چشم نشانه سوداست حالا یا مزاج پایه فرد سوداست یا در اثر برخی علل سودا بهش اضافه شده...خلاصه اگه دیدید دور چشم كسی تیره تر از صورتش بود بدونید سودای خونش رفته بالا!!

حالا بیایید ویژگیهای عنصر خاك  رو تطبیق بدید به خصوصیات اخلاقی افراد سودایی:
مزاج سرد و خشك دارن..
زود دوست نمیشن..در دوستی ها و كارهاشون خیلی احتیاط میكنن پس كمتر گول می خورن!!
حد و مرز خودشون رو مشخص میكنن!و اجازه نمیدن كسی قدم به حریم اونها بذاره
مثلا اگه در محیط كار همه یه كمد داشته باشن ادم سودایی روی كمدش اسمش رو می نویسه!!كه؛ آره!!این مال منه! بهش چپ چپ نگاه نكنید...
یا مثلا در آپارتمان قسمتی از دیوار حیاط رو با رنگ علامت میذارن كه یعنی اینجا تا اینجا مال ماشینه منه!!حتی اگه خالی بود كسی از همسایه ها  حق نداره ماشینش رو بذاره....
البته "مشخص كردن حد و مرز" هم طیف داره همه سودایی ها  تا این حد تابلو برخورد نمیكنن...ممكنه حد و مرز رو در ذهنشون تعریف كنن كسی هم خبر نداشته باشه به محض اینكه كسی وارد اون حد شد اوضاع شلوغ میشه
حركات افراد رو زیر نظر دارن و مرتب ازشون نكته در میارن!!گاهی هم نكته ها واقعیه و اینقدر ریزه كه   توجه هیچكس رو به خودش جلب نمیكرد و ممكنه بقیه  ابراز كنن كه ؛ای بابا !عجب ادم باهوشی !به چه چیزی توجه كرد...
این از هوش زیاد نیست از نكته سنجی و ریزبینی اونهاست
گاهی نكته سنجی های واهی و بی خود دارن از سر بدبینی و بددلی!!
در بررسی اوضاع بسیار موشكافانه و دقیق هستن همه جوانب رو در نظر میگیرن اما در تصمیم گیری مقداری مشكل دارن..
پس میتونن یه مشاور موفق باشن  و مدیر رو از همه اوضاع با خبر كنن اما مدیر موفقی نمیشن!! چون شك و دو دلی و این پا اون پا كردن از ویژگیهای سوداییهاست...و نمی تونن تصمیم های مهم و اجرایی و چه بسا یه تصمیم ساده بگیرن...
مثال در خصوص نكته سنجی و ریزبینی در سودایی مزاجها:
این ویژگی میتونه در هر جهتی پرورش پیدا كنه؛مثبت ...منفی...خوب...بد...

جنبه مثبت:
یه دبیر شیمی داشتیم سال سوم دبیرستان ! یه خانم معلم با سر و صورتی كه نسبت به هیكلش ظریفتر و ریز تر بود
چهره بادمجانی رنگی داشت ...عموما رنگ چهره سودایی ها بادمجانی و تیره هستش..
دقت كنید بادمجانی با "سبزه رو" بودن فرق میكنه
یه معلم فوق العاده منظم فوق العاده با برنامه ...
در تدریس شیمی بسیار نكته سنج ودقیق و ریز بین بود...
عین یه استاد دانشگاه كار كشته...مو رو از ماست می كشید..
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
  مثال دیگه:
یه مهندس برق آقای 45 ساله
سر نسبت به هیكل كوچكتره آنقدر در درس و رشته خودش ریزبین و موشكافه كه حد نداره ...همه فكر میكنن فرد بسیار باهوشیه در صورتی كه گفتم این از هوش زیاد نیست بلكه از دقت نظر زیاد افراد سوداوی مزاجه...
در حرفه و شغل خودش بسیار ادم موفقیه و از اونجایی كه رشته برق و الكترونیك به دقت و توجه زیادی هم احتیاج داره ایشون از این جهت كم نذاشته

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یا مثلا در حرفه خودمون پزشكی:یه همكلاسی داشتیم یه خانمی كه صورتش و سرش نسبت به تنش كوچكتر بود ...چندان باهوش هم نبود اما درتشخیص بیماریها عین یه كاراگاه عمل میكرد عین یه باز جوی دقیق!!خیلی ریزبین و با وسواس پیش میرفت تا به تشخیص برسه...همه جوانب و شرح حال بیمار رو در نظر می گرفت یه نكته هایی به ذهنش میرسید كه دور از تصور بود...اما در نسخه نویسی(یعنی تصمیم گیری نهایی )یه كم این پا اون پا میكرد..

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یه استاد گوش و حلق و بینی داشتیم سودایی!!2 متر قد داشت اما سایز جمجمه ش اصلا به قدش نمی اومد و ریزتر بود...یادمه قشنگ دور چشماش یه هاله تیره داشت...اه!اینقدر توی كارش دقیق بود ادم حوصله ش سر می رفت به خاطر وسواسی كه سودایی ها در كارهاشون دارن این استادمون یه مطلب رو صد دفعه میگفت!!....فضای داخل گوش هم یه فضای چند میلیمتری هستش ...این فرد به خاطر ریزبینی و دقت زیاد در جراحی هاش شخص موفقی بود...
از طرفی چون سودایی ها دو دل و كمی شكاك هستن این استادمون همش ماها رو از شستن گوش بیماران می ترسوند هی می گفت :ممكنه پرده گوش بیمار سوراخ باشه و شماها ندونید و با شستن گوش اوضاع بدتر میشه....هر جلسه این حرفو تكرار میكرد تا جایی كه دیگه اعتماد به نفسی برای شستن گوش بیمار نداشتیم...
سودایی ها میتونن بازپرسها كارآگاهان و یا چشم پزشكان موفقی باشن و هر حرفه ای كه خیلی به وسواس و دقت و توجه نیاز داره...
همچین" دل گــُنده" نیستن و زود تصمیم نمیگیرن اول به همه چی شك میكنن بعد كم كم به نتیجه میرسن...عین یه باز پرس به قضایا نگاه میكنن

سودای ها ریزبین و نكته سنج هستن
حتی این برخوردشون رو در اینترنت هم نشون میدن
یه نكته ها و برداشت هایی از حرفها و ارسالهای دیگران دارن كه طرف اصلا همچین منظوری نداشت
مثالش كاربرانی كه به ارسال همه شك دارن ....یه جور نگاه بدبینانه به نظرات دیگران دارن مرتب دچار سوء تفاهم میشن ...بد برداشت میكنن...و به خاطر همین همش دیگران رو زیر سوال می برن نه كه حالت بازجویی هم دارن...انگار داخل سایت همه باید بهشون جواب پس بدن!...
مثلا به جای جناب! بهشون بگید عالیجناب!...بد برداشت میكنن..
پس یه ویژگی سودایی ها شده نكته سنجی ها در حدی كه از اصل مطلب عقب میفتن ..
انسانهای بد بین...بد تا!...ناراحت مزاج...حساس...خود خور ..غصه خور...
هم خیلی زود بهشون بر می خوره هم كینه به دل میگیرن
البته اینا همش مثاله!هر كی به خودش گرفت  و ناراحت شد مطمئن باشه مزاجش سوداست....

افرادی كه مرتب از گفتار و رفتار دیگران سوء برداشت دارند
بدبینانه به اتفاقات نگاه میكنند
مثلا كسی بهش سلام كنه توی دلش میگه:"منظورش چی بود؟ نكنه ازم پول قرض می خواد؟.."
تا یه سوالی ازش می پرسی میگه:منظور؟
برخی این شك رو بروز میدن برخی نه!تو ذهنشون مرتب زیر و رو میكنن كه فلانی منظورش از اون برخوردش چی بود؟ و این رو در مرحله ذهن نگه میدارن و دچار خوددرگیری میشن ...
مثلا تو محیط كار یه ارباب رجوع زیاد باهاش گرم بگیره خودش رو جمع و جور میكنه میگه این منظورش چیه ؟ ...برای همین برخوردشون عین مزاجشون كمی سرد و خشكه... به خاطر بدبینی هایی كه دارن جوری رفتار میكنن كه به كسی رو ندن...
عموما رفتاری شبیه باز پرسها و ارتشی ها دارن...
تابع نظم و مقررات هستن اگه كسی بالای سرشون هم نباشه ساعت ورود و خروجشون رو دقیق می زنند
بعضی سودایی ها توی خونه واسه خودشون رژه میرن ..یه نظم خاصی دارن

سلام
یه نكته رو بگم :
یه خاصیت خاك اینه كه هر چیزی بالاخره یه روزی خاك میشه...
درست؟
خوب!هر مزاجی هم روزی به سودا كشیده میشه...
سودا سرنوشت هر مزاجیه...
یعنی ممكنه خلق و خوی ادمهای سودایی رو هر كسی با هر مزاج دیگه ای هم داشته باشه
ممكنه یه ادم صفراوی زیر چشماش كبود باشه....خوب!این یعنی چی؟
یعنی طرف مزاج پایه ش صفراست ...حالا مقداری از صفراش سوخته و شده سودا....((مقداری سودا در حد اعتدال رو همه ادمها دارن ...اما اگه در اثر سوختن سایر اخلاط ایجاد بشه دیگه چیز معتدلی نیست))
یعنی سودایی كه در حد اعتدال داشته حالا شده خارج و بیش از حد اعتدال
مثلا برای خودم یا هر كسی با یه حرفه پردردسر و خسته كننده:از سال آخر دانشگاه به این ور یعنی درست از وقتی كه مستقیم با بیماران و دردسرهاشون ارتباط دارم خصوصا شبهای وحشتناك كشیك! سودایی شدم
حالا یه سودای معتدل بودم و از اعتدال خارج شدم یا هر مزاج دیگه ای كه بالاخره در اثر استرس و ترس و خستگی و غصه و...سودا بهم اضافه شد....
دقیقا از زمان انترنی به این ور ادم  حساسی شدم به حرفهایی كه اصلا قبلا برام پشیزی نمی ارزیدن الان كلی اهمیت میدم و ممكنه زودتر از قبل ناراحت بشم
هر وقت هم خسته(خستگی) میشم یا مدتی بی خوابی میكشم دور چشمام تیره تر میشه و گود میفته این هم یعنی سودام در اثر خستگی رفته بالا....

پس ممكنه خصوصیات اخلاقی سودایی ها رو خیلی ها داشته باشن
یه مثال از مزاج پایه سودا یادم میاد...همین پسره كه توی سریال ترانه مادری نقش پویا رو بازی میكرد...سایز جمجمه ش نسبت به قد و قواره ش كمی كوچیك بود...
این حتما سودایی مزاجه ...حالا این دلیل نمیشه همه بدی های سودایی ها رو هم داشته باشه ....سودا اگه به جا و معتدل باشه اتفاقا چیز خوبی هم هست...

در ضمن ممكنه یكی مزاجش اصلا سودایی نباشه اما زیر دست یه مادر یا پدر سودایی بزرگ بشه یا كافیه یه مادرشوهریا مادرزن سودایی نصیبش بشه:

همنشینی با ادمهای سودایی باعث افزایش سودا در بدن میشه......البته سودایی های منفی نه مثبت
همنشینی با ادمهای بد اخلاق و بد قیافه باعث افزایش سودا در بدن میشه
یك غم فروخورده یه غصه ای كه سالها در دل مانده و با كسی لام تا كام در مورد اون مشكل صحبت نشده ،این غم!باعث افزایش سودا در بدن میشه و هر كسی با هر مزاجی رو به سودایی شدن میكشونه

مثال :
یه پدر سودایی(سر نسبت به هیكل كوچیكتر) كه تمام امور خونه رو زیر نظر داره..واسه هر اتفاقی یا هر وسیله ای كه گم بشه همه رو بازجویی میكنه..مثلا میاد خونه میگه:صبح این آینه اینجا بود الان چرا اونجاست؟كار كی بود؟ چرا این كار رو كردید؟
ممكنه مرد سودایی بیاد هر ماه از تمام تماسهای  تلفنی زن و بچه ش پرینت برداره ببینه كی به كی زنگ زد...یا اینكه مرتب آخرین تماسها رو چك میكنه ببینه هر كی چه مدت با تلفن حرف زده...
ممكنه مرتب به نظم آشپزخانه هم كه به مرد ربطی نداره مرتب گیر بده ...به اوضاع كابینتها گیر بده... اگه حریف زنش نشه خودش دست به كار میشه مرتب آشپزخانه رو ردیف میكنه كابینتها رو جابجا میكنه و بعضا به خاطر همین دخالتها خانمش باهاش درگیری داره
حتی اگه همه چی سر جاش باشه بازم میگرده یه گیری پیدا میكنه...كه مثلا نوك چاقو كثیفه چرا خوب نشستین؟ اصلا چاقو رو كی شسته مادر یا دختر؟؟...
یكی از دوستام یه پدر سودایی داشت میگفت گاهی میره بالای صندلی یواشكی از شیشه بالای در ببینه من توی اتاقم  چی كار میكنم
یا از سوراخ كلید در دید میزنه......میگفت مرتب مارو زیر نظر داشت ببینه واقعا درس می خونیم یا نه...
به خاطر همین زیر نظر داشتنها و گیر دادنها اعتماد به نفس بچه ها سلب میشه عین اون استاد جراح گوش و حلق و بینی كه اعتماد به نفسی برای شستشوی ساده گوش! برامون نذاشت....

بعضی سودایی ها با خودشون حرف میزنن...خاطرات بد زندگی و بدیهای دیگران رو بارها برای خودشون تعریف میكنن ...و بعضا در تنهایی میزنن زیر گریه ساعتها زانوی غم بغل میگیرن خودخوری میكنن و غصه های بی خود می خورن 
بعضا به خاطر بدبینی و شك و وسواس دچار خوددرگیریهای فكری میشن جوری كه مرتب صحنه ظلم و  و آزار دیگران به خودشون رو تصور میكنن صحنه های غمناك از مرگ و تشیع جنازه خودشون یا دوستان و اقوام اینكه افتادن زندان و دارن كتك میخورن...صحنه دعوا و مشاجره و مظلوم واقع شدن خودشون (هنوز اتفاق نیفتاده نه حقی ازش ضایع شده نه كسی چیزی بهش گفته اما عین خاك روی همه چی رسوب میكنه و ریز ریز نكات منفی رو از وقایع استخراج میكنه).....در افكارشون خودشون رو مركز هر چی مظلومیت و بدبختی قرار میدن و دیگران و روزگار و رئیس شركت و خواهر شوهر و مادر زن و...رو عامل بدبختی ها و فلاكت های خیالی خودشون میدونن...بعد تو ذهنشون در مقام دفاع بر میان ...
خلاصه خیلی با خودشون در گیرن این درگیری هم شدت و ضعف داره
بعضیها كه از بس از اینجور افكار دارن آخرش افسردگی میگیرن و كم كم رابطه شون رو با بقیه كم رنگ میكنن تا آزاری از كسی بهشون نرسه...
گفتم،اینم شدت و ضعف داره و الزاما هر سودایی مزاجی تا این حد خوددرگیری نداره
اگه یه دختر سودایی زیر دست والدین سودایی بزرگ بشه یا مثلا در كودكی والدین ش رو از دست بده و سختی روزگار زیاد بكشه اوضاعش وخیم تره حتی بدبینی و نكته سنجیش به حدی میرسه كه نمیتونه برای ازدواج دست به انتخاب بزنه(عدم قدرت انتخاب به خاطر ترس شك دودلی عدم اطمینان بدبینی) دختر سودایی مزاجی كه لااقل یكی از والدینش دموی مزاج و خوش مشرب و مهربان باشه وضعش بهتره چون بهترین چیز برای جلوگیری از رسوب خاك، باد یا هوا هستش
دموی ها مثل باد هستن (معادل دَم در طبیعت عنصر باد هست)
وقتی به سودایی مزاجها یا همون هایی كه عنصر خاكی اونها از بقیه مزاجها بیشتره برخورد كنن  اونها رو به اعتدال میرسونن و از سردی و خشكی و رسوب و افسردگی و منفی بافی نجاتشون میدن...
پس تنهایی و غربت و خستگی و هر مصیبتی برای سودایی مزاجها رنج آورتره..این افراد هرگز نباید تنها بمونن..چون حسابی رسوب میكنن و وقتی پا به سن گذاشتن میشن عین سنگ قبر كه دیگه هیچ بادی هم نمیتونه بلندش كنه.
عدم قدرت انتخاب هم شدت و ضعف داره...
ممكنه یكی یه هفته طول بكشه تا تصمیمی رو اجرا كنه

ممكنه یه سودایی هر وقت میره بازار دست خالی برگرده چون میترسه كفش و لباسی بخره...شك داره...هی میگه :بخرم؟ نخرم؟اگه خوب نباشه؟ اگه طرف سرم كلاه بذاره؟ هیچی ولش كن اصلا نمیخرم
ممكنه هم هر چی میخره هی پشیمون بشه كه چرا فلان مدل رو نخریدم
خلاصه یه خاطره خوش از خریدهاش نداره(بازم میگم،الزاما هر سودایی مزاجی تا این حد مشكلدار نیست دارم مثال میزنم...درك بیشتر مطلب به هوش خودتو بستگی داره)
مثلا یه معلم سودایی داشتیم لیست دانش آموزا رو كه میگرفت دستش تا اسم یكی رو بخونه بیاد پای تخته 2 سسسسسسساعت طول میكشید!تو دلمون میگفتیم:اه!بابا جون یه اسم انتخاب كن كلكش رو بكن دیگه!!

یه زوج سودایی هم زندگی خوبی نخواهند داشت دیگه خودتون تصور كنید چرا...
حالا یه سوال:
سودایی مزاجها در چه سنی و چه فصلی از سال و چه موقع از روز حالشون بدتره؟
اگه كسی از اول تاپیك با دقت پیگیر مطالب باشه راحت میتونه جواب بده...

سلام
درسته
اون جدول كه براتون گذاشتن خیلی مهمه...
خیلیها ممكنه سودایی باشن اما در "سن صفرا" باشن و كمتر خصوصیات اخلاقی سودایی ها رو بروز بدن

سودایی ها در فصل پاییز بیشتر دچار مشكل میشن چون مزاج پاییز "سرد و خشك" هستش ....یعنی پاییز هم سوداییه!!
افراد سودایی عصرها بیشتر دچار دلهره و فكر و خیال و تشویش خاطر میشن همینهایی كه میگن غروبها یه جوریم!  حالم گرفته س...اینا به خاطر سوداست...چون مزاج عصر هم سرد و خشك و سوداست
اما صفراوی ها دم غروب سرحالتر میشن..

سن 35 تا 60 سال هم سن سوداست
چه ادم سودایی چه هر مزاج دیگه ای وقتی به این سن رسید ممكنه بیشتر به فك و فامیل گیر بده ...حساس تر بشه و...
باید كودكی و نوجوانی درستی داشت تا از خلقیات منفی سودا در این سن در امان بود

بیماریهایی كه سودایی ها بیشتر از مزاجهای دیگه مستعد ابتلا به اون ها هستن و هر كسی در اثر عدم مراعات اگه سوداش زیاد بشه ممكنه به این بیماریها مبتلا بشه..:

وسواس
فوبیا(ترس شدید و بی مورد)
اسكیزوفرنی یا مالیخولیا
بواسیر
واریس – واریكوسل
پسوریازیس و انواع اگزماها – خشكی پوست و ترك خوردن پوست
بی خوابی
افسردگی
خشكی ناخن
كابوس
پیرچشمی
سرطانها

مادربزرگم یه خاله زاده سودایی مزاج داشت ..بنده خدا یه عمری   با وسواس و بدبینی به دیگران سر كرد آخر عمری رابطه شرو با همه قطع كرده بود.یكی از غذاهای اصلیش هم متاسفانه گوشت گاو بود...سالها مبتلا بود به ناراحتی پوستی ای به اسم "لیكن سیمپلكس كرونیكوس" كه پس گردنش رو مبتلا كرده بود و به هیچ دارویی هم جواب نمیداد
این ادم شدیدا بد خواب بود
وقتی میرفت رختخواب چندین ساعت عین جغد چشماش باز بود و فكر و خیال میكرد میگن از بچگی هم همیشه آخر از همه خوابش میبرد
بی خوابی ها شون در فصل پاییز تشدید میشه

سودا سرد و خشكه:
جریان داشتن خونی كه سرد و خشك باشه در مغز باعث بی خوابی میشه
مثل سگ!
سگ هم مزاجش سوداییه..
مزاج شب هم سرده...برای همین سگ شبها نمیخوابه...چقدر هم بدبینه هر كی از كنارش رد شه اگه بوی آشنایی نداشته باشه زودی پاچه ش رو میگیره!!
گفتم بو!...سودایی ها قدرت بویایی و شنوایی شون از هر مزاج دیگه ای بیشتره
آرومترین صدا ها رو هم میشنون
حتی اینقدر شدید كه ممكنه دچار توهم بشن بوهایی كه وجود نداره یا صداهایی كه وجود نداره رو می شنون...ممكنه الكی حس كنن بوی گاز میاد...یا حس كنن یكی صداشون كرده ...یا هی صدای پیامك و زنگ موبایلشون رو می شنون...(توهم بویایی و شنوایی)
وقتی هم می خوان بخوابن كل دنیا باید ساكت باشه صدا از كسی در نیاد حتی تحمل تیك تاك ساعت رو ندارن و به دیوار اتاقشون ساعت آویزون نمیكنن با كوچكترین صدایی از خواب می پرن ...با كوچكترین صدایی هم حواسشون پرت میشهحالا در موارد شدید تر ممكنه بشن آدمای شبگردی كه شب تا صبح نمیتونن یه چشم روی هم بذارن...

همه بی خوابی ها زیر سر سوداست..

البته صفراوی ها هم ممكنه گاهی بی خواب بشن چون صفرا هم خشكه...اما سودا یی ها بی خواب و بد خواب  تر هستن..با كوچكترین وزوز پشه ای از خواب می پرن

متاسفانه درمان سودا مثل صفرا نیست كه بشه با یه شربت آب لیمو خنكش كرد
درمان سردی ها مثل سودا و بلغم طول میكشه
یه مثال هست كه میگه:
سودا مثل گاویست كه تا آرام است می توان با طفلی او را نگه داشت اما اگر وحشی شد پیل هم حریف اونیست

هر كی علائمی از سودا درش ظهور پیدا كرد حتما باید تا دیر نشده بجنبه  درمانش هم مفصله انشاء الله تو تاپیك
سودایی مزاج شدی؟  كاملتر میگم

اینجا تا حد امكان توصیه میكنم برنج سفید رو با زیتون یا سبزیجات مصرف كنی
حتی الامكان چایی نخوری چون چایی سودازاست
با خودت پودر آویشن داشته باش بریز روی غذای بیمارستان
از عرق "باد رنجبویه"استفاده كن..نه فقط روزهای كشیك بلكه 40 روز پشت هم یه فنجون با یه استكان آب ...خیلی برای غم و ترس ناشی از سودا مفیده
خاكشیر هم باید حداقل یه ماه هرروز مصرف بشه نه اینكه با یه استكان راحت بشی وبری كشیك..   
 
یه چیز اورژانسی هم اگه بخوای"یه قاشق مرباخوری فرنجمشك+یه استكان عرق بهار نارنج"
یه ساعت قبل از شروع كشیك مصرف كن...
فرنجمشك هر قاشق مرباخوریش 1000تومنه!!!...اما خوب اثر میكنه
سیب زمینی و بادمجان و عدس هم اصلا نخور
ورزش و پیاده روی رو بیشتر كن پشت كامپیوتر هم كمتر بشین!!
سوسی و كالباس هم غم و غصه و فكر و خیال رو زیاد میكنه
رب گوجه و آب یخ هم نخور... ..اینقدر میگم
یخ نخورید    بده چون سودای خون رو زیاد میكنه و عاقبتش میشه ترس و فكر و خیال

فوبیا(ترس شدید و بی مورد):
همین خاله زاده مادربزرگم از بچگی به قدری از مار میترسید كه حتی وقتی توی تلوزیون مار میدید شدیدا حالش بد میشد جیغ میزد چه جیغی اینقدر خودشو میزد و فریاد میكشید تا یكی بیاد كانال عوض كنه

یه سودایی می شناسم البته در اثر یه ازدواج ناموفق و یه شوهر بد اخلاق و دوری از شهر و دیار ،به طور ثانوی سودایی شد...این بنده خدا سالهای سال وقتی می خواست صبح از خواب بیدار بشه می ترسید ملافه رو از سرش كنار بزنه چون همش فكر می كرد یه غول بیابونی ممكنه الان بالای سرش باشه ...یا وقتی تنها بودهمش فكر میكرد یكی توی خونه س...یه جنّ الان جلوش ظاهر میشه..یه دزدی ممكنه بیاد ازپشت خفه ش كنه...به قدری هم از تاریكی وحشت داشت كه نگو!

یه آدم دَمَوی میشناسم با اینكه گرم مزاج بود اما بعد از جراحی قلبش دچار ترس شدید شد میگفت همش فكر میكنم یكی الان از پشت میفته روی سرم...میگفت تا یكی زنگ میزنه 6 متر از  جا می پرم...این حالت رو در پزشكی میگن "بیش هوشیاری" یا هایپر ویژولـَـنس!!...پزشكا برای درمانش داروی خواب اور میدن البته این درمان نیست بلكه سركوب كردن ِیه زنگ خطر هست(متاسفانه!)
ترسها همه از سوداست
اینایی كه قلبشون یهویی هورّی میریزه پایین ...مثلا زنگ تلفن به صدا در میاد همه عادی هستن اما این ادم سودایی 2 متر از جا می پره...یا مثلا زنگ موبایل آیفن خونه یا حتی یكی صداش كنه یهویی قلبش میریزه پایین یهو جا میخوره بی خود میترسه..
ممكنه یكی عادی از جلوش رد بشه یهویی قلبش بریزه پایین

سودا باعث خشكی و ترك خوردن ناخن میشه باعث میشه ناخن حالت راه راه(Ridging)  ) پیدا كنه...
یه خصوصیت خاك اینه كه هر چیزی رو به سمت خودش میكشونه هر چیزی ازش بلند بشه اخرش یه روزی به خودش برمیگرده...مركز و محور اركان و عناصر ،خاك  هست...
سودایی ها هم عین خاك خود محور و خسیس هستن...اینم شدت و ضعف داره ...ممكنه اصلا پول خرج نكنن...یا راحت خرج نكنن....یا مثلا هر چی به كسی قرض دادن مرتب توی این فكر هستن كه طرف امانتی رو به موقع بیاره ...یه كتاب به كسی قرض میده بعد از 2هفته كتابو لازم هم نداره اما پا میشه میره دنبالش....
شنیدین طرف چقدر خشكك ناخنه!!(كنایه از خساست)  اینم حكایت سوداست كه واقعا باعث خشكی ناخن میشه

تمام افسردگی ها هم از صدقه سر سوداست....سودا ی نا بجا كه ریشه كن بشه خلق طرف میره بالا طرف شاد میشه
كابوسهای شبانه زیر سر سوداست...خواب های سیاه ..هیكلهای سیاه و عجیب و غریب و ترسناك...خواب سقوط از بلندی و صحنه های تاریك همه از سوداست
یه همكار سودایی منفی داشتم كه همه از دستش سودایی بودن!!!هر روز صبح میومد درمانگاه میگفت بازم دیشب كابوس دیدم!!...


یه ادم افسرده نزدِ   یكی از معصومین رفت و گفت هر چی دعا و نذر و نیاز و عبادت میكنم از فكر و خیال و افسردگی نجات پیدا  نمیكنم و ممكنه از این غم هلاك بشم...امام لبخندی زدن و گفتن دعا به جا!! اما باید وسیله نجات از هر مشكلی رو هم در نظر داشت بعد یه رژیم غذایی به طرف دادن و طرف بهبود پیدا كرد

رسوب سودا در سیاهرگها باعث واریسی شدنه اون رگها میشه

واریسهای پا
واریكوسل(واریسی شدن عروق بیضه ها) در مردان كه یكی از علل عقیمی در اونهاست همه زیر سر سوداست و با رژیم ضد سودا درمان میشه

بواسیر یا همورویید هم در اثر رسوب سودا در وریدهای انتهای مقعد ایجاد میشه علامت اون درد و دفع چند قطره خون بعد از اجابت مزاج هست
الانه میان بواسیریا واریكوسل رو جراحی میكنن...در صورتی كه طب سنتی میگه با جراحی مشكلی حل نمیشه چون اون سودا میره جای دیگه ای از بدن رو خراب میكنه !توی طبیب باید سودا رو ریشه كن كنی ،نه اینه كه چند سانت رگی كه سودا درش رسوب كرده بود رو در بیاری...

برخی ادمها بدون علت و علامت خاصی طحالشون بزرگه...ممكنه اتفاقی در سونوگرافی دیده بشه كه طحال بزرگتر از نرماله...پزشكا میگن مهم نیست اما اطبای طب سنتی میگن این زنگ خطر افزایش سوداست ...باید درمان بشه

 ...

خورشت فسنجون که مرکب از گوشت و روغن و گردو و رب انار هست رو در نظر بگیرید :‌

 
گردو بسیار گرم است و ضد بلغم ولی برای صفرا و خون ضرر دارد ، گوشت و روغن گرم وتر است و برای خون و صفرا ضرر دارد ، رب انار سرد است و ضد صفرا و خون ،ولی برای بلغم و سودا ضرر دارد ، وقتیکه چهار قلم نامبرده را مخلوط نموده و طبخ نمایید خورشتی لذیذ میشود که برای مریض غذای بسیار خوبست
.
هر یک از اجزای فسنجان ضد یک خلط است . با خوردن خورشت نامبرده با چهار خلط گردن کلفت قوی که صفرا و سودا و خون و بلغم باشند و با یکدیگر اتحاد نموده و دفع مرض میکند
...

(
سعی کنید تو غذاهاتون از شکرو نمک حتی الامکان کمتر استفاده کنید ، جای شکر ( اگر ترشی رو خیلی نمیپسندید ) از شیره انگور استفاده کنید ... )

پیرچشمی هم در اثر افزایش سودای ناشی از افزایش سن ورسوب اون در عروق چشم هست...

سرطان یعنی تبلور سودا!!
تمام سرطانها زیر سر سوداست

افزایش سودا در مغز باعث تفكرات بی سر و ته میشه ...هی از این شاخه به اون شاخه پریدن...طرف میگه آن واحد هزار جور فكر و خیال میاد به سرم
نوع این تفكرات بستگی به زیرساختهای تربیتی و مذهبی طرف داره...
مثلا یه مرد مذهبی ومتعصب بعد از ازدواج مرتب به زنش شك داره مرتب تصور خیانت زنش میاد جلوی چشاش...این یارو سودای مغزش زده بالا اگه روی سرش زالو بندازن زالوها سودای مغز رو میمكن و فرد از اون افكار خلاص میشه

ادمهایی كه میگن : یه فكرایی میاد به ذهنم اصلا نمیتونم كنترلش كنم دوست هم ندارم به اون موضوع ها فكر كنم از اراده م خارجن خسته شدم...
این ها هم زیر سر سوداست

مثلا توی فضای اینترنت ...ادمی كه میاد یه طومار حرف میزنه بی سرو ته! معلوم نیست اخرش منظورش چی بود...هی از این شاخه به اون شاخه می پره...یه جور پرت و پلا گفتن پراكنده گویی...و عموما همراه با سوءظن و تندی و به قول طب سنتی" زشتی رفتارو گفتار"!...اینها هم زیر سوداست....

جهت گیری سوءظن ها به نوع تربیت و فرهنگ و مذهب فرد برمیگرده
ممكنه شخص مذهبی باشه بسیار بچه مثبت به نظر بیاد در خانواده مذهبی هم پرورش یافته ...اما سوداییه یا سودایی شده....در زمینه امور مذهبی و...به دیگران شدیدا سوءظن داره...مرتب عقاید مذهبی دیگران رو زیر سوال میبره...

در سودایی ها تفكراتی كه در كوردكی در مغز رسوب كردن مرتب بروز پیدا میكنن.آدم سودایی مرتب خاطرات بد كودكی رو یادآوری میكنه..مرتب بدیهایی كه همكلاسی ها بهش كردن ...
مثلا الان 30 سال سنشه ...هی با خودش فكر میكنه..كلاس پنجم بودم فلان معلم فلان حرفو بهم زد ...هرچی بد بختی دارم از اونجاست ...بدیهای دیگران گه گداری میان به ذهنش و توی ذهنش تاخت و تاز میكنن....


یه بار دیگه این لینكو ببینید
http://forum.ya-mahdi.info/index.php/topic,8333.msg107833.html#msg107833

سودایی ها زودرنج و خود خور هستن ...از كوچكترین حرف ادم برداشت بد و بی مورد میكنن ...زودی به خودشون میگیرن
افراد خودخور و ناراحت مزاجی هستن و زود ناامید میشن..یاس ..دودلی ..شك ..
خیلی زود بهشون بر می خوره...جنبه حرف درشت رو ندارن چه بسا حرف معمولی و بی منظور رو هم ازش برداشت منفی میكنن...
 ممكنه ناراحتیشون رو بروز ندن و كسی متوجه نشه... اما تا مدتهای مدید خودخوری میكنن و فكرشون درگیره ...مثل خاك كه نقش پذیره ،نقش خاطرات و برخوردها در ذهنشون میمونه...كینه ای هستن...ول كن معامله نیستن ...هی به یه قضیه گیر میدن...سمج و لجباز هستن یا در جنبه مثبت یا منفی...
مثلا یه كاری رو شروع كردن ممكنه زود دلسرد و ناامید بشن اما به خاطر سماجت كار رو ادامه میدن توام با دو دلی و تردید...
از نظر جسمی زود خسته میشن اما چهار دست و پا و چهار چنگولی هم كه شده كار رو ادامه میدن ،به خاطر سماجتشون...
از كاه كوه میسازن..
برخی افراد سودایی خودشون رو در مركز هر چی بدبختی و مظلومیت قرار میدن تمام خاطرات و جنبه های زندگی رو طوری كنار هم می چینند انگار همه عالم باهاش بد هستن همه قصد بدی كردن و زور گفتن بهش دارن ...به مدیران و سرپرستان محیط كاری خودشون بدبین هستن همش ابراز میكنن حقی از انها ضایع شده ....حقی از اونها خورده شده...كسی قدر اونها رو نمیدونه و از این قبیل افكار

ریزبینی ...موشكافی ...دقت زیاد...در نظر گرفتن همه جوانب از ویژگیهای مثبت اونهاست كه ممكنه درست پرورش پیدا كنه یا نه..

یاس ناامیدی و بدبینی و شك و تردید هم به صورت بالقوه درشون هست و بسته به محیط زندگی و نوع تربیت و هزار فاكتور ناشناخته دیگه، ممكنه بروز پیدا كنه با شدتهای متفاوت در افراد سودایی...یعنی اینطور نیست كه بدبینی همه سودایی ها یه جور باشه

یه همكار سودایی دارم یه خانم 25 ساله !
همش گیر داده به مدیرجدید  درمانگاه ..مرتب پشت سرش نق میزنه كه:"از وقتی این مدیر اومده بدبخت شدم ...برنامه هام ریخته به هم ...داره زور میگه...رییس بازی در میاره...نفهمه!!...هیچی حالیش نیست..."
خلاصه  این خانم خیلی شلوغش میكنه...
تا وقتی مدیر جدید درمانگاه رو ندیده بودم تحت تاثیر این حرفا ،كمی نسبت به مدیر گارد میگرفتم..
بعد دیدم نه!مدیر كه خیلی خوبه!برنامه ها و طرح های جدید داره
اشكال از خوده این خانمه!...
چون مزاجش سوداییه و سرده و خشك؛..پس نمیتونه با شرایط جدید ومقررات جدیدی كه مدیر جدید آورده،خودش رو وفق بده..سودایی ها به شرایط جدید و ادمای جدید دیر عادت میكنن

البته صفرا و سودا اسم اخلاط هست نه اسم مزاج
به كسی كه غلبه صفرا داره میگیم صفراوی البته درستش اینه بگیم گرم و خشك مزاج نه صفراوی مزاج...یا مثلا سودایی یعنی سرد و خشك مزاج
منظورم اینه كه سردی وگرمی و تری و خشكی مال مزاجه...صفرا و سودا و بلغم و خون اسم اخلاطه...(این جوری علمی تر و مصطلح تر هست)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حالا چه غذاهایی برای افراد سرد و خشك مزاج(سودایی) مضر شناخته شده؟

(وسط صحبتهام چند تا سوال می پرسم با علامت سوال مشخص و قرمز(؟)..كسایی كه خوب درساشونو خوندن جواب اون سوالا رو بدن....

مصرف بیش از حد بادمجان بدون مصلح(افراد سودایی بهتره بادمجان كمتر مصرف كنن و حتما با مصلحات بادمجان  یعنی زیره و گلپر یا دانه انار استفاده بشه)

غذاهای نمك سود براشون مضره مثل ماهی دودی خیار شور، نمك زیاد ، پنیر شور ،گوشت گاو كه شدیدا سودا زاست و كلا هر كی با هر مزاجی نباید مصرفش كنه
گوشت حیوانات پیر
غذاهای بیات و مانده سودا زاهستن
غذاهای یخی و فریزیری سودا زا هستن
لبنیات و كلم و گل كلم و كاهو و ماهی كمتر مصرف كنن  و حتما با مصلح كه مصلح لبنیات و ماهی رو بهتون گفتم..
دو تا چیز مهم هم یادتون باشه :عدسی و برنج سفید خصوصا برنج شمال سودا زاهستن و حتما باید با مصلح مصرف بشن مصلح برنج سفید چیه ؟

مصرف عدسی طبق روایات برای افراد گرم مزاج كه دَمَوی و پر حرارات هستن خوبه و باعثه كاهش سنگدلی و رقیق القلب شدن انسان میشه اما برای سرد مزاجان خصوصا سودایی ها اصلا خوب نیست ...یه وقت دیدی با خوردن عدسی شب هی كابوس میبینی...اشكت بی خود سرازیره ...خیلی دلنازك شدی...
عدسی باعث فروكش كردن حرارت خون میشه ...مصلح عدسی چیه ؟

میگن عدسی سرشار از آهنه برای درمان فقر اهن خیلیها از همه جا بی خبر روزی یه وردست عدسی می خورن اونم با آب لیمو!!!!!!. ..خصوصا سرد مزاجای بلغمی كه بیشتر فقر آهن میگیرن حالا هی عدسی می خورن از اون طرف مشكلات جدید سودایی هم بهشون اضافه میشه 100 سال بخوابن یه بار هم فكرش رو نمیكنن مشكلشون از همین عدسی شروع شده....

افراد سودایی كمتر ترشی و سركه مصرف كنن
غوره آبغوره تمبر هندی هم براشون مضره
سیب زمینی و گوجه فرنگی و قارچ و لوبیا و نخود فرنگی و میوه های ترش
اگه یه وقت میوه ای با طبع سرد خوردن بعدش حتما یه قاشق عسل میل كنن
طبع میوه ها رو تو تاپیك "تو آنی كه می خوری" میگم بهتون..
هر وقت به امید خدا در زمینه مزاج شناسی بیشتر مطالعه داشتین بدونید كه سودایی ها باید از خوردن غذاهای با طبع سرد و خشك پرهیز كنن...
و مرتب از غذاهای با طبع گرم و تر استفاده كنن تا حالت تعادل مزاجشون حفظ بشه و كمتر دچار مشكل بشن....

یه سودایی كه پوست خشكی داره بیاد مرتب عدسی بخوره...نمكی زیاد به غذاش اضافه كنه...مرتب تن ماهی مصرف كنه ...غذاهاش رو 6 ماه 6 ماه تو فریزر نگه داره ....مسلمه كه خشكی پوستش بیشتر میشه ...بواسیرش تشدید میشه واریس پاهاش قلمبه تر میشن ...درد سیاتیكش بیشتر میشه فكر و خیالا و وسواسش تشدید میشه دلهره و اضطرابش بیشتر میشه...و هر مرضی كه در سودایی ها بیشتر در این افراد بی احتیاط كه مراعات تغذیه و مزاجها رو نمیكنن یا اگه نبود حالا شروع میشه یا اگه قبلا بود حالا تشدید میشه هی میرن به دكتر به درمان هم جواب نمیده ....آخرش بواسیرش رو جراحی میكنن میندازن دور....قافل از اینكه سودا همچنان در بدنش سرگردان هست و كسی نه به فكر اصلاح تغذیه سنه به فكر ریشه كنیه سودا!!!!....
توی تاپیك تو انی كه می خوری كم كم و به مرور با غذاهای سرد و گرم و سودا زا و ضد سودا اشنا میشید باید دست به قلم باشیدو علاقه مند!!! و خودتون مطالب  این دو تا تاپیك رو جفت و جور كنید ...


غذاهای مفید برای مزاجهای سرد و خشك یا سودایی ها..
گوشت بره و كبوتر  و گنجشك
مرغ محلی
تخم مرغ محلی
گندم === گندم طبعش گرمه اما "جو" طبعش سرده
سیب و گلابی و انگور و خربزه و آب نارگیل و هویج و بادام شیرین
حتما برنج به صورت شوید پلو یا با زعفران و كشمش باشه == برنج سفید شدیدا سودا زاست و باعث تشدید افسردگی و فكر و خیال و كابوس میشه
سبزیها مثل نعنا تره ریحان جعفری كرفس
عسل توت كشمش انجیر خرما هِل
دارچین  زنجبیل زعفران خصوصا بوییدن زعفران برای آرامش اعصابشون مفیده
قدومه شیرازی و خاكشیر
نخود كنجد ارده

نكاتی كه برای حفظ سلامتی و اعتدال سوداویها باید رعایت بشه

باید پوست خودشون رو با روغن كنجد ماساژ بدن و چرب نگه دارن
غروبها كه زمان اوج سودا و استرسشون هست پیاده روی كنن
تنهایی و غم وناراحتی و خستگی شدیدا باعث تشدید اوضاع سوداویها میشه
مثلا یه سوداوی تنها نمیتونه بره بازار و خرید كنه لازمه یه ادم گرم مزاج رفیق و همراهش باشه تا در تصمیم گیری وانتخاب راحت تر باشه...
مصرف آب هویج (طبع هویج گرم و تر هست) برای وقتی كه سرحال نیستن مفیده
هر 12 ساعت داخل بینی رو با روغن بادام شیرین چرب كنن چرب كردن داخل بینی و گرما و رطوبت روغن روی سردی و خشكی مغز اثر میذاره و كمی معتدلش میكنه

خوابیدن در طی روز خصوصا بعد از ناها و عصرها شدیدا باعث وخامت اوضاعشون میشه...سودایی ها دقت كنن!خستگی براشون خوب نیست فقط باید شب ها بخوابن ..خواب عصر براشون مضره و دراز مدت هلاكت بار!!!...

مزاج رایانه و تلوزیون به گفته متخصصان و محققان طب سنتی ، سرد و خشكه (هر چیزی مزاجی داره نه فقط انسان و غذاها...)پس بهتره افراد سوداوی كمتر پای رایانه بشینن و كمتر خودشون رو درگیر سریالهای گوناگون  كنن چون ذهن سوداوی ها آمادگی بیشتری برای خود درگیری!! داره..

بحث سودا تموم شد
فهمیدن اینكه سودا مزاج پایه  هست یا عارضی برمیگرده به پیشینه فرد خلق و خویی كه از بچگی داشت ..همچنین ظاهر فیزیكی
اگه میخواید مطمئن بشید بهتره به یه مركز معتبر طب سنتی مراجعه كنید
در مورد مزاج شناسی كتاب خاصی به ذهنم نمیرسه مجموعه ای از مطالب از كتابا و جزوه های مختلف رو جمع اوری كردم اگه برسم تمومش كنم همین مطالب براتون كافیه
استحمام با معده خالی باعث كاهش رطوبت بدن و لاغری میشه كه به دموی های چاق توصیه میشه نه هر كی كه هوس لاغری كنه....
استحمام با معده پر باعث چاقی میشه و جذب رطوبت كه به خشك مزاجها توصیه میشه
البته منظور حمام های قدیم هست نه الان

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 آذر 1390    | توسط: آشتیانی    |    | نظرات()